آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - فهرست آثار شيخ مفيد در كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى - مختارى رضا
فهرست آثار شيخ مفيد در كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى
مختارى رضا
## حسين شفيعى ##
كتاب (فهرست آثار شيخ مفيد در كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى) يكى از آثارى است كه همزمان با برپايى كنگره جهانى شيخ مفيد منتشر خواهد شد. اين مقاله قسمتى از آن كتاب است كه با موافقت ناشر آن، يعنى سرپرست محترم كتابخانه مذكور، در اين شماره درج مى شود. مجله آينه پژوهش
(١)
(أجوبة المسائل السروية)
در رجال نجاشى و فهرست شيخ طوسى از اين رساله، با همين نام و مانند آن ياد نشده است؛ ولى ابن شهر آشوب در معالم العلماء با نام (المسائل السروية) از آن ياد كرده است. شيخ آقا بزرگ تهرانى هم عنوان (جوابات المسائل السروية) بر آن نهاده ((ذريعه) ج٥، ص ٢٢٢)، و از عنوان (المسائل السروية) به آن ارجاع داده است ((ذريعه) ج ٢٠، ص ٣٥١).
نجاشى به هنگام ياد كردن كتابها و رساله هايى مانند اين رساله، تعبير (أجوبة …)، (جوابات …) و (المسائل …) به كار برده است؛ مانند:
ـ (الأجوبة عن المسائل الخوارزمية) (ص٤٠٢)؛
ـ (جوابات أبي جعفر القمّي) (ص ٤٠٠)؛
ـ جوابات أبي الحسن النيسابورى) (ص ٤٠٠)؛
ـ (جوابات مسائل اللطيف من الكلام) (ص ٤٠٠)؛
ـ (جوابات أهل الدينور) (ص ٤٠٠)؛
ـ (جوابات أهل الموصل في العدد و الرؤية) (ص ٤٠١)؛
ـ (المسائل الصاغانية) (ص ٣٩٩)؛
ـ (المسائل الحّرانيّة) (ص ٤٠٢)؛
ـ (المسائل الواردة عن أبي عبداللّه محمدبن عبدالرحمن الفارسي …) (ص ٤٠٢).
ولى بنده، در عنوان اين رساله و همانند آن تعبير (أجوبة …) به كار برده ام و از عنوان (جوابات …) و (المسائل …) به (أجوبة …) ارجاع داده ام. البته تعبيراتى مانند (المسائل السروية) و (المسائل الصاغانية) چندان دقيق و خالى از نوعى مجاز نيست، زيرا آنچه تأليف شيخ مفيد است جوابهاى اين مسائل نه خود آن. و از سوى ديگر خود شيخ مفيد در كتاب جمل ص ٧٣ (چاپ جديد) از اينگونه آثارش با تعبير (الأجوبة عن المسائل …) ياد كرده است.
محتواى (أجوبة المسائل السروية)، يازده سؤال (شريف فاضل) از شهر سارى و پاسخهاى شيخ مفيد به آن سؤالهاست. مراد از (شريف فاضل) بدرستى دانسته نيست ولى شيخ مفيد از وى به بزرگى ياد كرده است. اين سؤالها كه بيشتر كلامى است، و برخى هم صبغه كلامى دارد، درباره اين امور است: رجعت و متعه، اشباح و خلقت ارواح، حقيقت ارواح و حقيقت انسان، مراد از حيات شهيد پس از شهادت در آيه لا تحسبنَّ …، عذاب قبر، جبر، اختلاف فقها، عدم تحريف قرآن، ازدواج دختر حضرت وصى (عليه السلام) با عمر، خروج مرتكب كبائر از جهنم.
شيخ مفيد در اين اثر، برخى از ديگر آثارش را نام برده است كه البته از جهات مختلف براى بررسى آثار و حيات وى مفيد است. مثلاً در پاسخ سؤال هشتم مى گويد:
الف) (و قد أجبتُ عن كثير من الأخبار المختلفه فى مسائل ورد علّى بعضها من نيسابور)
ب) (و بعضها من الموصل)؛
ج) (و بعضها من فارس)؛
د) (و بعضها من ناحية تُعرَف بمازندران …)؛
هـ) و أودَعتُ في كتاب التمهيد أجوبةً عن مسائلَ مختلفةٍ …)؛
و) (و ذكرتُ مثلَ ذلك في كتاب مصابيح النور في علامات أوائل الشهور)؛
ز) (و أجبتُ عن المسائل الّتي كان ابن الجنيد جمعها و كتبها إلى اهل مصر، و لقّبَها بالمسائل المصرية، جعل للأخبار فيها ابواباً و ظنّ أنّها مختلفة في معانيها، و نَسَب ذلك إلى قول الأئمّة (عليهم السلام) فيها بالرأي؛ و أبطلتُ ما ظنَّه في ذلك و تَخَيلَّه، و جمعتُ بينَ معانيها …).
و در پاسخ آخرين سؤال گويد:
(و قد أمليتُ في هذا المعنى كتاباً سميّتُه الوعد والوعيد).
شيخ مفيد در پاسخ سؤال هشتم اشاره اى به ابن جنيد كرده و مى گويد:
فأمّا كُتُبُ أبي علي بن الجنيد فقل حَشاها بأحكامٍ عمل فيها على الظن، واستعمل فيها مذهبَ المخالفين والقياس الرذل، فخلط بين المنقول عن الأئمة (عليهم السلام) و ما قاله برأيه، و لم يفرد أحدَ الصنفينِ من الآخَر ….
* اين رساله، سالها پيش در نجف و سپس در قم چاپ شده است.
آغاز آن بعد از بسمله و حمدله:
و بعد فقد وَصَلَني المدرج المنطوي على المسائل من جهة السيد الشريف الفاضل (أطالَ الله عمره) … و وقفتُ على جميعها، وضاقَ المدرجُ عن إثبات أجوبتها، فأمليتُ ذلك في …).
انجام آن:
إن وَصَلَ إلى السيد الشريف الفاضل الخطير (أدام الله رفعته) أغناه ـ عن غيره ـ هذه الكتاب من الكتب إن شاء الله فى المعنى.
يك lرساله بيست و دوم از مجموعه شماره ٧٨ (١)
نسخ كم غلط ، كاتب و تاريخ كتابت آن نامعلوم ، و احتمالاً مربوط به سده يازدهم است.
ولى طبق قرائنى مسلّم است كه از روى مجموعه شماره ٢٤٣ همين كتابخانه كتابت شده است. مجموع رساله ها و كتابهاى ضمن اين مجموعه (داراى ١٧٩ برگ) تأليف شيخ مفيد است كه هر يك در جاى خود، در اين فهرست معرفى شده است. عناوين با شنگرف، و ندرةً در حاشيه تصحيح شده است.
بر روى برگ اول مجموعه، فهرست رساله ها و كتابهاى موجود ضمن آن به خط كاتب مجموعه، همراه اين يادداشت به خط مرحوم آية اللّه مرعشى نجفى (قدس سرّه) ديده مى شود:
(هذه مجموعة من رسائل شيخنا أبي عبداللّه محمّدبن النعمان المفيد (قدس سره). والنسخة نفيسة جدّاً، شهاب الدين الحسينى المرعشى النجفى).
٧ برگ، از برگ ١٧٣ تا ١٧٩، ١٧ سطرى، ٥/١٨ھ ١٢ سم. اين نسخه فاقد اين قسمتهاست: سؤال و جواب سوم، چهارم و يازدهم؛ مقدّمه رساله و تتمّه پاسخ سؤال اول در حدود يك صفحه و نيم؛ سؤال و جواب دوم، به استثناى ٩ سطر از پاسخ سؤال دوم.(٢)
آغاز موجود ، بعد از بسمله: المسألة الأُولى؛ ما قول الشيخ المفيد أطال الله بقاه، و أدام تاييده و علاه، و حرس مهجته و أقّرعيون الشيعة بنضارة أيامه …
انجام موجود:الأجوبة الثلاثة عن تزويج النبّي (صلى الله عليه و آله) لعثمان بكلِّ واحد منها كافٍ لنفسه، مستغنٍ عمّا سواه، والله الموفّق للصواب.
دو l رساله سى ام از مجموعه شماره ٢٥٥
نسخ عبدالحميد بن محمد مقيم خطيب عبدالعظيمى در ٢٧(٣) ربيع الاخر ١٠٥٦ (صفحه پايان مجموعه)، ولى پايانِ (أجوبة المسائل السروية) تاريخ ٢٥ ربيع الأول ١٠٥٦ دارد (برگ ١٩٠)، در حاشيه تصحيح شده است، و در پايان رساله سيزدهم (برگ ٨٩) تصريح شده كه با نسخه اى كه خالى از غلط نبوده مقابله شده است و در پايان رساله چهاردهم (برگ ٩٨) تاريخ مقابله صفر ١٠٦٣ ديده مى شود.
روى برگى در آغاز اين مجموعه، فهرست رساله هاى آن همراه اين يادداشت به خط مرحوم آيت اللّه مرعشى نجفى ـ قدس سره ـ ديده مى شود:
هذه المجموعة الشريفة انتقلت إليّ من أسلا في الطاهرين، و كانت تدور في أيديهم سنين عديدة ورثها الخلف عن السلف. حَرَّره العبد شهاب الدين الحسيني المرعشي النجفى ١٣٤٠.
نيز بر روى برگ اول، يادداشت تملك (ابن رضي الدين محمد الهروي محمد مهدي عُفي عنهما بحرمة الوصي) با مهرى مربع شكل ديده مى شود.
١٤ برگ، از برگ ١٧٧ تا ١٩٠، ٢٣ سطرى، ٥/٢٥ھ ١٣ سم.
اين نسخه، بخشى از پاسخ سؤال دوم، و نيز همه سؤال و جواب سوم و چهارم را فاقد است.
سه l رساله سوم از مجموعه شماره ٣٦٩٤(٤)
نسخِ بسيار مغلوط، كاتب نامعلوم، پشت برگ ٥٠ (پايان رساله هشتم مجموعه(٥)) تاريخ كتابت ١٠٥٦ ديده مى شود (احتمال مى رود تاريخ كتابت نسخه اى باشد كه اين مجموعه از روى آن كتابت شده نه تاريخ خود مجموعه). در آغاز، روى برگى، فهرست مجموعه به خط صدر الأفاضل دانش، و تملّك وى به سال ١٣١١ و نيز مهر بيضوى او (العبد المذنب لطفعلي بن محمد كاظم) و نيز تملّك ريحان الله موسوى به تاريخ ١٣٢١ و مهر بيضوى وى: (العبد ريحان الله الموسوى) ديده مى شود.
٩ برگ، از برگ ١٢ تا ٢١، سطور مختلف، ٥/٢٠ھ ١٧ سم.
چهار l رساله نهم از مجموعه شماره ٧٦١٥(٦)
نسخِ مغلوط، كاتب نامعلوم، تاريخ كتابت: سال ١٢٨٢، از روى نسخه اى مكتوب به سال ٦٧٦ (پايان رساله اولِ مجموعه، برگ ٢٨؛ البته رساله اول مجموعه، كه از تأليفات شيخ مفيد نيست، از روى نسخه اى مكتوب به سال ٦٧٦ نوشته شده و معلوم نيست رساله محل بحث نيز از روى چنان نسخه اى نوشته شده باشد). روى برگى در آغاز مجموعه، تملّك ١٣١١ ديده مى شود. ٩ برگ، از برگ ١٠٧ تا ١١٥، ٢٣ سطرى، ٢٢ھ ٥/١٣ سم.
پنج l رساله سوم از مجموعه ٤٠٨٧
نسخِ محمد هادى بن سليمان جيلاني، در ماه رجب ١١١٧ (پايان رساله اول مجموعه، برگ ٤٤)؛ ربيع الأول ١١١٩ (برگ ٤٧ مجموعه).
٥ برگ، از برگ ٥٩ تا ٦٤، سطور مختلف، ٥/١٨ھ١٢ سم.
ضمن مجموعه شماره ٤٠٨٧، از برگ ٥٩ تا ٦٤، سؤال و جوابِ دهم (أجوبة المسائل السروية) آمده، و بعد از آن فصلى افزوده شده است كه در هيچيك از نسخه هاى ديگرِ اين رساله، يافت نشد.
بديهى است اين قسمت، رساله ديگرى از شيخ مفيد نيست بلكه بخشى از آن، سؤال و جواب دهم (أجوبة المسائل السروية) است و فصلِ اضافى، بخشى از كتاب (استغاثه) (ص١٠٧ به بعد) كوفى است كه ضميمه آن شده و در اين مجموعه است.
اين فصل اضافى هيچ بحث علمى ندارد و تنها حاوى يك روايت تاريخى طولانى درباره اين است كه زينب و رقيه، دختران پيامبر(ص) نبوده اند بلكه دختران خواهر خديجه (عليها سلام) بوده اند و … كه چندان سازگارى با سبك آثار شيخ مفيد ندارد.(٧)
آغازـ بعد از بسمله ـ: (المسائل المروية [كذا] من إملاء الشيخ الجليل المفيد أبي عبداللّه محمدبن النعمان، مسألة: ما قوله من [كذا] ترويج أميرالمؤمنين من عمربن الخطاب، و تزويج النبي (صلى الله عليه و آله) ابنتاه [كذا] زينب و رقية من عثمان بن عَفّان؟ الجواب: إنّ الخبر الوارد …).
آغاز فصل اضافه شده: (فصل: قد رَوَت علماء أهل البيت (عليهم السلام) أنّ زينب و رقيّة ليستا بنتي رسول اللّه (ص) و لا بنتى خديجة …).
انجام فصل اضافه شده: (ثم يمتنع على سادات قريش و أشرافها، فعند ذوي الفهم والتحصيل معلوم أنَّ خديجة لم تنزوّج غير رسول اللّه، و هى كانت بكراً، و ما تزوّجَت قبلَ رسول اللّه أحداً قطّ).
(٢)
أجوبة المسائل الصاغانية
در رجال نجاشى (ص٣٩٩) و فهرست شيخ طوسى و نيز برخى نسخه هاى خطى، از اين رساله با عنوان (المسائل الصاغانية) ياد شده است، ولى در (ذريعه) (ج٥، ص ٢٢٥) با عنوان (جوابات المسائل الصاغانيات) مذكور است.
محتواى رساله، پاسخ به ده اعتراض شيخى حنفى ـ از معاصران شيخ مفيد ـ بر فتاوى فقهاى اماميه است. شيخ بتفصيل به اين اعتراضات پاسخ داده و پس از پاسخ سؤال دهم، فصل تازه اى گشوده و به نظريات ابوحنيفه تاخته و به شيوه علمى دقيق، آنها را نقد كرده است. در طيّ رساله، تعبيراتى مانند (الشيخ الناصب)، (الشيخ الجاهل)، (الشيخ المتعصّب) و (الشيخ الضالّ) ـ چند بارـ ديده مى شود كه البتّه مقصود از آن ابوحنيفه نيست، بلكه شيخى از پيروان اوست كه آن اعتراضات دهگانه را بر فقهاى شيعه وارد ساخته است.
با توجه به اين نكته، معلوم مى شود آنچه در (معالم العلماء) در عداد تأليفات شيخ مفيد، با اين عبارت: (الشيخ الضالّ فيه جوابات عشر مسائل، و كتاب فضائح أبي حنيفة) آمده ، مجموعاً اشاره به همين رساله ، و رساله (الشيخ الضالّ) با (فصائح أبي حنيفة) جمعاً يك رساله است و نبايد آن را دو رساله با دو نام جداگانه پنداشت. البته آنچه گفته شد در نسخه چاپى (معالم العلماء) است ولى در نسخه اى خطى از آن چنين آمده: (الشيخ الضالّ فيه جوابات عشر مسائل و فضائح أبي حنيفه) كه ديگر چنين اشكالى بر آن وارد نيست.
پس از ذكر پاسخ سؤال دهم، شيخ مفيد مى گويد:
فهذه (أيدك الله) جملة ما انطوى عليه كتابك، من المسائل الّتى حكينا عن هذا الشيخ الناصب … و أنا بمشيئة الله و عونه أذكر جملاً من خلاف إمام [يعنى أبا حنيفه] هذا الشيخ الناصب على الأمّة … وردّه بقوله فيها على الكتاب والسنة … فزعم إمام هذا الشيخ الضالّ المعروف بأبي حنيفة النعمان بن ثابت ….
شيخ در اين رساله، در پاسخ سؤال اوّل، به برخى از آثارش اشاره كرده و گفته است:
و قد استقصيتُ الكلامَ في هذه المسأله في مواضع شتّى من أماليّ، و أفردتُ أيضاً كتباًً معروفاتٍ ….
همچنين در پاسخ سؤال اول، اشاره مى كند كه آن شيخ حنفى به شيخ مفيد تهمت زده كه: (يسرق الكلام من أصحابنا المعتزلة)! و از شيخ با عنوان (متفّقه الرافضة، و متكلّم لهم من أهل بغداد) ياد كرده است.
در لابلاى پاسخ سؤال اول، تهمت هاى شيخ حنفى را به فقيه شيعى، ابن جنيد (متوفاى٣٨١) ـ و اينكه در سال ٣٤٠ وارد نيشابور شده ـ نقل كرده و به دفاع از ابن جنيد پرداخته است.
از سخن شيخ استفاده مى شود كه در بغداد با ابن جنيد ديدار كرده است زيرا ـ خطاب به شيخ حنفى ـ مى گويد:
و نحن أعرف به منك، لحلوله معنا في البلد، و في الجوار، و وقوفنا على كثير من خفيّ أمره … و قد عرفنا برَّ القوم له و ما كان يصل إليه من ناحية المشرق بعد عودته إلى بغداد … و إن كان عندنا غير سديد فيما يتحلّى به من الفقه و معرفة الآثار، لكّنه مع ذلك أمثلُ من جمهور أئمّتك، و أقرب منهم إلى الفطنة و الذكاء.
شيخ با اشاره به قائل شدن ابن جنيد به قياس مى گويد:
و أمّا قوله بالقياس في الأحكام، و اختياره مذاهب لأبي حنيفة و غيره، فقد كنّا نُنكره عليه غاية الإنكار، لذلك أهملّ جماعةُ، من أصحابنا أمَره واطرحوه، و لم يلتفت أحد منهم إلى مصنَّف له و لا كلام … فهو من جنس ما كنّا ننكر عليه من الهذيان و ليس علينا عهدته ….
پيداست كه اين مطلب از نظر تاريخى و روشن ساختن زواياى تاريخ اصول فقه حايز اهميت فراوان است.
همچنين شيخ در اين رساله به حلاّج و عزا قرى اشاره كرده و گفته است:
(الحلاّج و العزا قري و أمثالهم من المبطلين المعروفين بالفسق و الخروج عن الإيمان).
به هر حال، اين رساله سرشار از فوايد فقهى، كلامى تاريخى است و در زمره بهترين آثار ويرانگر آراى ابوحنيفه محسوب مى شود. دقّت، امانت، فصاحت، بلاغت، قدرت استدلال و سوز درونى شيخ در دفاع از اهل بيت ـ عليهم السلام ـ در اين اثر موج مى زند.
سؤالات دهگانه اين رساله از (صاغان) براى شيخ فرستاده شده است. صاغان ـ چنانكه در (معجم البلدان) (ج٣، ص٤٤١، شماره ٧٤٣٤، ذيل (صاغان)) آمده ـ روستايى در مرو بوده، كه (جاغان كوه) هم ناميده شده است.
* اين رساله چاپ شده است.
آغازـ بعد از بسمله ـ:
الحمدللّه على سبوغ نعمته، وله الشكر على ما خصَّنا به معرفته، و هدانا إليه من سبيل طاعته … و بعد، فقد وقفت (أدام الله عزّك) على ما ذكرت عن شيخ بناحيتك من أصحاب الرأي و ما هو عليه من التحريك في عداوة أولياء اللّه منهم … و أنه قد لحّ بذكر عشر مسائل عزى إليهم فيها أقوالاً قصد بها التشنيع، و حكم عليهم فيها بالتضليل … و بَيَّنتُ لك بعد الفراغ من ذلك بمشيئة الله أقوالاً ابتدعها إمام هذا الشيخ المتعصِّب على أهل الحق في الأحكام ….
انجام:
و لو لم يكن في الدّلالة على ضلاله و قلّة دينه و إقدامه على البدع من دين اللّه إلاّ إباحته الخمر و إسقاطه الحدود و … لكفى، فكيف و قد أضاف إلى ذلك ما ذكرنا منه جملة يُستغنى بها عمّا سواه من بدَعه في الدين، و باللَّه نستعين و إيّاه نسأل التوفيق لما يحبّ و يرضى … نجزت المسائل الصاغانية والأجوبة عنها ….
يك l رساله دوم از مجموعه شماره ٧٨
نسخِ كم غلط، تاريخ كتابتِ و كاتب نامعلوم.
٣٦ برگ، از برگ ٢٢ تا ٥٨.
نيز = ذيل (أجوبة المسائل السروية).
دو l رساله دوم از مجموعه شماره ٢٤٣
نسخ، نسخه بسيار قديم و نفيس احتمالاً از قرن ششم، كاتب و تاريخ كتابت نامعلوم، ولى قبل از ٨٨٨ كتابت شده است. مجموع رساله ها و كتابهاى ضمن اين مجموعه (داراى ١٥٣ برگ) تأليف شيخ مفيد است، كه هر يك در جاى خود در اين فهرست معرفى شده است. عناوين با خط درشت مشكى.
روى برگ اول مجموعه، فهرست رساله و كتابهاى موجود ضمن آن به خط كاتب مجموعه نوشته شده كه برخى از آنها (مانند (أجوبة المسائل السروية)) بعدها از نسخه افتاده و اكنون ضمن آن نيست، ولى بعضى از آنها در مجموعه شماره ٧٨ـ كه از روى همين مجموعه كتابت شده ـ آمده كه نشان مى دهد قبل از سقط آن قسمت، مجموعه شماره ٧٨ كتابت شده است.
بر روى برگ اول، تملّك علاء الحسينى الولياني(٨) به تاريخ غرّه محرم ٨٨٨، همراه با يادداشت ها و تملك هاى ديگر بعد از اين تاريخ، و نيز تملك (نصراللّه بن محمد) بر روى برگِ اولِ بسيارى از رساله ها ديده مى شود. همچنين بر روى برگِ اوّلِ (أجوبة المسائل الصاغانية) تملّك (علم الهدى الحسني الحسينى) در غرّه جمادى الآخره ٩٠٧، و نيز قبل از رساله (شرح المنام) تملّك ٨٨٧، و نيز يادداشت ها و اشعار متعددى در آغاز برخى رساله ها ديده مى شود.
مرحوم آيت اللّه مرعشى ـ قدس سرّه ـ در آغاز مجموعه نوشته اند:
هذه مجموعة حاوية لعدّة رسائل و كتب لشيخنا العلاّمة متكلم الإماميّة قدوة الشيعة، أبي عبداللّه محمدبن محمد المفيد الحارثي البغدادي المتوفّى سنة٤١٣، من أجلة علمائنا و ممّن يجلُّ مقامه عن الإطراء في حقّه والثناء عليه. والنّسخة نفيسة يقرب تاريخ كتابتها من عصر المؤلف، و فيها من الرسائل ما لم يطبع بعد، وقفنا [ها] في سبيل اللّه. و أنا الداعي خادم علوم ال الرسول شهاب الدين الحسينى المرعشي النجفي (عفي عنه). حرّره في سنة١٣٨٦ ببلدة قم المشرفّة.
٣٦ برگ، از برگ ٢٠ تا ٥٦، سطور مختلف، ٥/٢٤ھ١٧ سم.
سه l رساله چهارم، از مجموعه شماره ٢٥٥.
نسخ عبدالحميد بن محمد مقيم خطيب عبدالعظيمى در ١٠٥٦.
٣٨ برگ، از برگ ١٦ تا ٥٤.
نيز = ذيل (أجوبة المسائل السّروية).
چهار l رساله هشتم از مجموعه شماره ٧٦١٥.
نسخ مغلوط، كاتب نامعلوم، تاريخ كتابت ١٢٨٢.
تنها صفحه آخر (أجوبة المسائل الصاغانية) در اين مجموعه آمده است. (روى برگ ١٠٧)(٩)
نيز = ذيل (أجوبة المسائل السروية).
(٣)
اقسام مولى في اللسان
شيخ طوسى در فهرست از اين رساله نامى نبوده است، ولى نجاشى از آن ياد كرده و نام آن را به همين صورت ـ بدون الف و لام بر سر (مولى) ـ ضبط كرده است (ص٤٠١). همچنين بر روى برگ اول اين رساله در نسخه شماره ١٣/٢٤٣ همين كتابخانه نيز دقيقاً همان طور كه در رجال نجاشى آمده و در بالا ذكر شد، ضبط شده است. علاوه بر آن، روى برگ اول مجموعه مذكور و نيز در پايان همين رساله در مجموعه مذكور و شماره ٢٠/٢٥٥ همين كتابخانه باز (أقسام مولى)ـ بدون الف و لام ـ ضبط شده است. ولى ابن شهر آشوب در معالم العلماء و برخى كاتبان نسخه هاى متأخر (أقسام المولى) ـ با الف و لام ـ ضبط كرده اند كه واضح است تعبير نجاشى و نسخه قديمى اين رساله، بر تعبير ابن شهر آشوب راجح است.
البته در آغاز نسخه اى عكسى از اين رساله ـ كه معرفى خواهد شد ـ از آن چنين ياد شده است: (مختصر الكلام في أقسام مولى في اللسان).
شيخ مفيد در اين رساله درباره حديث شريف (من كنت مولاه فهذا علي مولاه) كه دالّ بر وصايت و خلافت بلافصل حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه أفضل صلوات المصلّين ـ است بحث كرده است. بنابراين از آثار كلامى مفيد محسوب مى شود، گر چه سرشار از مباحث لغوى و ادبى و نشاندهنده تضلّع او در اين گونه مباحث است.
شيخ مفيد در اين رساله اثبات مى كند كه مراد از كلمه (مولى) در حديث شريف، اولى به تصرف و طاعت است، و نيز معناى حقيقى اين كلمه هم همين است.
وى در آغاز، ده معنى براى كلمه (مولى) ذكر كرده كه عبارتند از:
١ـ اولى به تصرّف، ٢ـ مالك رِقّ، ٣ـ عبد آزاد شده،
٤ـ مالكِ آزاد كننده، ٥ـ ابن عم، ٦ـ ناصر، ٧ـ ضامن جريره، ٨ـ حليف، ٩ـ جار، ١٠ـ سيّد مطاع.
آنگاه مى گويد: معناى حقيقى اين كلمه، همان معناى اول است، و اثبات مى كند كه همان معنى هم مراد رسول اكرم ـ صلّى الله عليه و آله ـ بوده است. و براى اين منظور، از قراين داخلى و خارجى مدد مى جويد.
شيخ مفيد در اين زمينه رساله ديگرى هم دارد كه در همين فهرست با عنوان (معنى المولى) معرفى مى شود.
* اين رساله مكرّر چاپ شده است.
آغازـ بعد از بسمله و حمدله ـ:
المولى ينقسم في اللغة على عشرة أوجهٍ أوّلها: الأولى، و هو الأصل و العماد الذي ترجع إليه المعاني في باقي الأقسام …
انجام:
و هذا قولٌ من صار إليه ظَهَرَ جهلُه عند العقلاء، فصّح ما أثبتناه من هذه الأشعار، و دلائلها ما ذكرناه من برهان قول رسول الله ـ صلّى الله عليه و آله ـ على إمامة اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ و الله الموفِّق للصواب. تمّ كتاب أقسام مولى و صلى الله على سيّدنا محمّد النبي و آله الطيّبين الطاهرين، و سلّم تسليماً كثيراً.
توضيح: آغاز سه نسخه خطى موجود در كتابخانه همان است كه ذكر شد.
ولى در آغاز نسخه اى خطى متعلق به كتابخانه چستر بيتى (Chester ، Beatty ) ايرلند ـ كه تصوير آن در كتابخانه موجود است ـ قبل از آن آغاز، مقدمه اى است بدين صورت ـ بعد از بسمله و حمدله ـ:
أمّا بعد (أطال الله بقاء الأمير، و أدام تأييده و علّوه و تمكينه و رفعته، و كَبَتَ عدوَّه فإنّي ممتثل ما رَسَمَه من إثبات أقسام المولى في اللسان، و ذكر طرفٍ من الاستدلالات على إمامة اميرالمؤمنين علي بن أبي طالب ـ عليه السلام ـ، بما تضمّنه المقال الصادر عن رسول الله ـ صلى الله عليه و آله ـ فى غدير خمّ بحضرة الأشهاد؛ و أن أردفَ بذلك بما يشهد بصّحته من الأشعار التي تقوم في البرهان مقام … على التسليم له و الانقياد، و باللهِ أستعين و إياه أستهدي إلى سبيل الرشاد. باب أقسام المولى في اللسان.
يك l رساله دوازدهم از مجموعه شماره ٧٨
نسخ كم غلط، نام كاتب و تاريخ كتابت نامعلوم.
٦ برگ، از برگ ١٤٧ تا ١٥٢
نيز = ذيل (أجوبة المسائل السروية).
دو l رساله سيزدهم از مجموعه شماره ٢٤٣
نسخ پيش از ٥٨٨، قديمى و نفيس.
٦ برگ، از برگ ١٣٩ تا ١٤٤.
به خط كاتب نسخه، اين مطالب بر روى برگ اول رساله ديده مى شود:
كتاب أقسام مولى في اللسان بطرف من الاستدلال على إمامة أميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ بها عن النبي ـ صلى الله عليه و آله ـ في يوم الغدير من المقال من كلام الشيخ المفيد … (رضي الله عنه و أرضاه).
نيز = ذيل (أجوبة المسائل الصاغانية)
سه l رساله بيستم از مجموعه شماره ٢٥٥
نسخِ عبدالحميد بن محمد مقيم خطيب عبدالعظيمى در ١٠٥٦.
٧ برگ، از برگ ١٤٧ تا ١٥٣.
نيز = ذيل (أجوبة المسائل السروية).
***
بجز اين نسخه هاى خطى، نسخه اى عكسى از اين رساله در كتابخانه موجود است كه در دو جلد فهرست نسخه هاى عكسيِ مطبوع معرّفى نشده، بنابراين هنوز شماره گزارى نشده است. مشخصّات آن چنين است:
رساله دوم از مجموعه شماره ٣٨٧٧ كتابخانه چستر بيتى ايرلند.
اصل اين رساله، به دنبال نسخه اى از كشف الرموز فاضل آبى كتابت شده و در كتابخانه چستر بيتى (Chester ، Beatty ) ايرلند به شماره ٢/٣٨٧٧ نگهدارى مى شود.
نسخِ على بن شمروخ (؟) در سه شنبه ٢٨ ماه رجب ٧٦٨ (پايان كشف الرموز) ٤ برگ، از برگ ٢٨٤ تا ٢٨٧، تمام مجموعه: ٢٨٧ برگ، ٢٥ سطرى، ٢١ھ١١ سم.
در پايان رساله، اين عبارت و اجازه از شيخ مفيد ديده مى شود: ( ـ … بخطّه (رحمه الله) ما هذه صورته: قرأ علي الشيخٌ أبوالحسن علي بن محمد بن الدقّاق (أيّده الله) و كتب محمدبن محمدبن النعمان في صفر سنة ثلاث و أربعمائة) (ايضاً (ذريعه)، ج١، ص ٢٤٦) اين مجموعه، خوش خط، مضبوط، مشكول و مصحّح و نفيس است. بر روى برگ اول و دوم مجموعه، يادداشتهاى متعددى ديده مى شود، و از روى برگ اول، يادداشتهايى حكّ و محو شده است. بنابراين يادداشتها، يك بار در سال ١٢٨٨ وقف شده است و قبل از اين تاريخ، به سال ١١٤٥ بر كتابخانه آستان قدس رضوى وقف شده است، زيرا روى برگ اول مجموعه نوشته شده است:
(جلد مذكور از جمله هفتصد كتاب وقفى … است كه از دارالسلطنه اصفهان ارسال اين استان فيض نشان نموده است، ١١٤٥).
اين يادداشت، درست عين يادداشتى است كه بر روى برگ اول نسخه اصل رساله محيطيه غياث الدّين جمشيد كاشانى؛ موجود در كتابخانه آستان قدس رضوى به شماره ٢٢٩ـ و نيز نسخه شماره ٣٨٢٨ آن كتابخانه ـ ديده مى شود، و اين مجموعه با آن دو نسخه يكجا وقف شده است.
از جمله يادداشتهاست: من عواري الزمان لدى العبد الواثق بالله العلي، ابن محمّد قاسم النجفي محمد مهدي عفي عنه)؛ (كشف الرموز… در شهر محرم الحرام ١١٥٤ داخل عرض شد)؛ (الوقف غير ثابتة لكنّه مجهول المالك على الظاهر …)؛ از حاجى محمد على گرفته شد).
به هر حال، بدرستى مشخص نيست كه اين مجموعه از چه كسى خريدارى ـ يا سرقت ـ شده، و چگونه از چستر بيتي ايرلند سر در آورده است؟! ولى آنچه مسلم است اينكه شيخ آقا بزرگ تهرانى آن را ديده و مشخصاتى براى آن ذكر كرده كه تنها بر همين مجموعه منطبق است، زيرا در (ذريعه) (ج١٨، ص ٣٥) ذيل كشف الرموز مى گويد: ( و في كتب الحاج الشيخ عبدالحسين الطهراني بكربلاء نسخة بخط الشيخ علي بن شمروح [كذا]، فرغ منه نهار الثلثاء الثامن و عشرين من شهر رجب، و سنة كتابتها ٧٦٨).
نيز در (ذريعه) (ج١، ص ٢٤٦) مى نويسد: (إجازة الشيخ … المفيد … للشيخ إبي الحسن علي بن محمد الدقاق، مختصرة، تاريخها صفر ستة ٤٠٣. رأيت صورتها على ظهر رسالة المولى للشيخ المفيد).
منظور تهرانى همان اجازه اى است كه عين آن را از آخر همين رساله (أقسام مولى في اللسان) نقل كرديم.
***
پاورقي ها
١ـ در (فهرست كتابخانه) ج١، ص ٩٧؛ اين رساله، به پيروى از يادداشت روى بــرگ اول مجمــوعه و نيز برگ اول رسالــه، (أجــوبة المــسائل العكبريّة) پنداشته شده، حال آنكه (أجوبة المسائل السروية) است.
٢ـ در (فهرست كتابخانه) ج١، ص ٩٧، در توضيح افتادگيهاى اين نسخه، اشتباه رخ داده است.
٣ـ در (فهرست كتابخانه) ج١، ص ٢٨٨، ١٧ ربيع الثانى ذكر شده كه البته اشتباه است.
٤ـ در اين مجموعه رساله (شرح الباقيات الصالحات) تأليف شهيد اول، هم كتابت شده ولى، برغم ذكر آن در آغاز و فهرست مجموعه، در (فهرست كتابخانه) ج١٠، ص ٩٢ـ ٩٦، نامى از آن به ميان نيامده است.
٥ـ نه رساله هفتم، چنانكه در (فهرست كتابخانه) ج١٠، ص ٩٦ آمده است.
٦ـ اوّلاً در (فهرست كتابخانه) ج ٢٠، ص١٧ رساله مورد بحث يعنى (أجوبة المسائل السروية) با عنوان (أجوبة المسائل العشر) معرفى شده، با اينكه پاسخ يازده سؤال است؛ ثانياً در (فهرست راهنما) ج٢، ص٣٥٤، (أجوبة المسائل العشر) (كه منظور همين نسخه بوده است) عنوانى مستقل و جداى از (أجوبة المسائل السروية) دانسته شده؛ ثالثاً در (فهرست كتابخانه) ج٢٠، ص ١٧، آخرين پرسش و پاسخ (أجوبة المسائل السروية)، بدون هيچ دليل و نشانه اى در نسخه، رساله اى جداگانه با عنوان (المخلّدون في النار) پنداشته شده، و به سيد مرتضى (قدس سرّه) نسبت داده شده است!
٧ـ چنانكه ملاحظه مى شود رساله سوم اين مجموعه، پرسش و پاسخ دهم (أجوبة المسائل السروية) است همراه با فصلى از (استغاثه) كوفى ـ ولى در (فهرست كتابخانه) ج ١١، ص ١٠٣ رساله مستقلى از شيخ مفيد پنداشته شده و فهرستنگار، عنوان (إنكاح اميرالمؤمنين ابنته من عمر) بر آن نهاده است.
٨ ـ در (فهرست كتابخانه) ج١، ص ٢٧٠، (على بن الحسين الوليانى) آمده، كه البته اشتباه است.
٩ـ در (فهرست كتابخانه) ج٢٠، ص ١٧ به هنگام معرفى مجموعه شماره ٧٦١٥ از آن ياد نشده است.